جایگاه قرآن در سلامت جسم و روح انسان

 

از آنجایی که قرآن مظهر سلامت است و خیلی ها دغدغه سلامت جسم و روح دارند ، بر آن شدیم تا این مقاله را تقدیم نگاه های قرآن آموزان کنیم. امیدواریم دعای خیر شما خوانندگان بدرقه ی راه ما باشد.
در ابتدا از آیه ۱۶ سوره ی مبارکه مائده استفاده می کنم :

يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٦﴾

 

ترجمه:خدا هر كس را كه در پى جلب رضاى اوست، به وسيله آن [كتاب‌] به راه‌هاى امن و سلامت رهنمون مى‌شود، و به خواست خود، آنها را از تاريكى‌ها به نور مى‌برد و به راهى راست هدايتشان مى‌كند.
در این آیه که در واقع خداوند در تتمه ی آیه قبل می فرماید:{ قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ } قرآن را به عنوان نور معرفی می کند.

 

می دانید جایی که نور است ، سلامت است و جایی که ظلمت و تاریکی باشد ، سلامتی در کار نیست حتی جایی که خورشید نباشد از سلامت خبری نیست. قرآن نوراست. اینک خداوند میفرماید: { يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ } ضمیر (به) به قرآن برمی گردد.

پس در واقع کسی که از قرآن تبعیت کند ، خداوند او را به سبل السلام یعنی راههای سلامت هدایت می کند.

در اینجا مفسرین می گویند که هدایت دو نوع است :

۱- هدایت عمومی ۲- هدایت اختصاصی

۱-هدایت عمومی همان فطرت پاکی است که خداوند در وجود و نهاد همه ی ما انسانها قرار داده از قبیل فرستادن انبیاء و فرستادن قرآن .
۲-هدایت اختصاصی شامل کسانی می شود که از این نور قرآن تبعیت کنند یعنی قرآن را سرلوحه ی زندگی خودشان قرار دهند.

نکته جالب در این هستش؛ { یخرجهم من الظلمات الی النور } خداوند در همه جای قرآن ، کلمه ظلمات را جمع و لغت نور را مفرد عنوان می کند چون راه های تفرقه و گمراه کننده زیاد هستند اما نور فقط یکیست و آن خداست. نور فقط قرآن است و قطعا کسی که از قرآن پیروی کند ، خداوند او را به صراط مستقیم راهنمایی و هدایت می کند.

جالب این جاست خداوند این راه سلامت را در نبوت پیامبر نهفته است. روزی که پیامبر اکرم ، امیرمؤمنان علی علیه السلام را در غدیرخم به عنوان جانشین معرفی کرد و دست علی را بالا گرفت و فرمود: {‌‌ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا } یعنی چیزی که مورد خشنودی و رضایت منه ، اسلام است و من اسلام را می پسندم و همچنین کسی که در کنف این دین باشد که در حقیقت تبعیت از امیرمؤمنان، ما را می تواند به سرلوحه نجات و همان صراط مستقیم هدایت کند.
در روایات متعدد داریم و همچنین پیامبر اکرم فرمودند: راهی که صراط مستقیم باشد نیست جز امیرمؤمنان علی علیه السلام و اولاده المعصومین.
چقدر این ارتباطات منطقی هست و حضرت علی علیه السلام می فرمایند: تاریکی ها جز به قرآن زدوده نمی شود. خیلی جمله عجبی ست. این یک جمله عام است یعنی هر نوع تاریکی. اگر اقتصادمون مشکل دارد این یک تاریکی است. اخلاق من فرد مشکل دارد ، این تاریکیست.

امام باقر علیه السلام می فرمایند: این دل مثل آهن زنگار می گیرد و برای اینکه این زنگارها را از دل خود بزدایید، به کلام ما رجوع بکنید. کلام ما ائمه معصومین چون که کلامشون کلهم نور و همه کلامها یک نور واحده زیرا سخنی نمی گویند جز بر منطق قرآن.همان طور که پیامبر هم جز بر منطق قرآن سخن نمی گوید. در حقیقت ما اگر بخواهیم به راه های سلامت و به صراط مستقیم برسیم، تنها راه ما تبعیت از ائمه معصومین است یعنی هیچ گریزی از این قضیه وجود ندارد. از امیرمؤمنان می خواهم که مارا جزو پیروان حقیقی خود قرار دهد. شیعه ای که در واقع امیرمؤمنان به وجود ما ببالد نه اینکه فقط ادعا کنیم که ما شیعه علی هستیم.
حالا منظور از جمله ی شیعه حقیقی چیست؟. همه ما به ائمه معصومین ارادت داریم اما ممکنه در عمل مشکل داشته باشیم و مرتکب اشتباه شویم. در اینجا مصداقی برایتان بیاورم. می خواهم از کلام امام صادق علیه السلام استفاده کنم و سعی می کنم از کلام شخصی خودم استفاده نکنم چون سخن آنها قطعا کلام خداوند است و به قول معروف: از جان برآید لاجرم بر دل نشیند{ اِن حدیثنا یحیی القلوب }. امام صادق می فرمایند: با عملتان مردم را به دین دعوت کنید نه با حرف زدن. ما باید سعی کنیم با عملمان نشان دهیم که یک مسلمان هستیم. یک شیعه هستیم و باید خیلی مراقب رفتار و کردارمان باشیم. عمل ما باید مصداق اسلام باشد و خداکند همینطور باشد وگرنه در روز قیامت سرافکنده خواهیم شد جلوی خداوند و هم جلوی پیامبر که فرمودند: { ان قوم التخذوا هذا القرآن محجورا } و آن وقت سرافکنده نباشیم زمانی که پیامبر از ما گله کند و اینکه چرا گله می کنند؟ زیرا به قرآن بی اعتنا بودیم و محجورش قرار دادیم. اگر قرآن محجور شد ، ما سرافکنده خواهیم بود ولی اگر قرآن را سرلوحه زندگی قرار دادیم، ما ان شاء الله به همان سبل السلام هدایت خواهیم شد.

حالا سوال مهمی پیش می آید که ضرورت می بینم مطرح کنم و پاسخگو باشم.

چکار کنیم که یک نوجوان بین ۱۵ تا ۲۰ ساله و کسانی که انسی با قرآن ندارند را به این راه بکشانیم.

بالاخره افرادی که در خانواده مذهبی بزرگ شدند و پرورش یافتند ، خود به خود به این سمت می آیند و در جلسات قرآن شرکت می کنند. اما کسانی که مثلا تحصیلات عالیه دارند اما قرآن که کتاب زندگی و اصل است ، با آن ارتباطی ندارند و نوجوانانی که سنشان بالا می رود ، چه کارهایی انجام دهیم تا با قرآن انس و الفت پیدا کنند؟

پاسخ: ما باید ببینیم پیامبراکرم چطور با مردم رفتار می کردند که مردم مجذوب و شیفته او می شدند که خداوند می فرماید: وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴿ لقمان/٤﴾ .

رفتار پیامبرگونه داشته باشیم. به عنوان مثال فردی برای حفظ قرآن نزد من می آید. در حقیقت آن شخص ۵۰ درصد کار را انجام داده که پیش من آمده. من حداقل نباید از اینجا به بعد خرابش نکنم. حداقل رفتار من به گونه ای باشد که او را حافظ قرآن نکردم ، او را از قرآن گریزان نکنم. مثلا با او کار میکنم و متوجه می شوم که استعداد حفظ ندارد اما من نباید او را زده کنم و به اشتیاقش لطمه بزنم. به او نمی گویم که اصلا به درد حفظ نمی خوری.شاید هم واقعا به درد حفظ کردن نخورد و خودش هم می گوید که من نمی توانم حفظ کنم اما من می گویم نه. شما همین که با ترجمه قرآن آشنا شدی و همین که دیروزت با امروزت فرق بکند ، یک گام جلوتر هستی. ما باید با عمل خود جوانها را جذب قرآن کنیم. از این رو باید رفتار پیامبرگونه از ما ببینند. دلسوزی از ما ببینند.

 

در اینجا می خواهم داستانی را نقل کنم: من علوم و معارف قرآن و حفظ قرآن درس می دادم. روز معلم شده بود. بچه ها برای هر معلمی ، پیامی روی دیوار گذاشته بودند. پیامی که برای من زده بودند ، احساس کردم که من به نتیجه عمل خودم رسیدم که شما یک مادردلسوز برای همه ما هستید.من سعی کردم اون دلسوزی پیامبرگونه را نسبت به شاگردانم داشته باشم. در حقیقت آنها را درک بکنم و به آنها کمک کنم. لزومی ندارد همه حافظ قرآن بشوند و قرار نیست همه حافظ قرآن شوند. اصلا حفظ نکنند. مهم این است با مفاهیم قرآن آشنا شوند. من بر روی تعدادی از شاگردانم قسم می خورم که درست است حافظ قرآن نیست اما عامل به قرآن است زیرا عملش از آن الفاظی که حفظ کرده بالاتراست و با عملش دارد قرآن را حفظ می کند.

 

در واقع این ما نیستیم که داریم قرآن را حفظ می کنیم ، قرآن کریم است که ما را حفظ می کند. ما قرآن می خوانیم که خودمان را حفظ بکنیم از آلودگی ها، از ظلمات و می خواهیم خود را به این نورخوشید برسانیم. خودمان را در معرض تشعشع این انوار خورشید قرار دهیم که سالم بمانیم چون اگر خورشید نباشد هیچ کدام از ما سالم نیستیم. جمله ای از پیامبراکرم است که فرمودند : {هر کس قرآن را بهتر بداند ، عالمتر و مقدم است اگرچه غلام سیاهی باشد}.
انصافا ما ، کسانی که در جامعه اسلامی داریم زندگی می کنیم و البته هنوز از جامعه اسلامی حقیقی فاصله داریم؛ باید کسانی که عالم به قرآن و عامل به قرآن هستند، مقدم باشند درانتخاب مسئولیت ها علی الخصوص مسئولیت های کلیدی.

 

سوالی که الان پیش می آید این است: با توجه به فعالیت های قرآنی که در سطح کشور در حال انجام است ، چه اقداماتی را باید انجام بدیم؟

پاسخ: من به عنوان نویسنده این مقاله و کسی که ۲۵ سال است به طور پیوسته فعالیت قرآنی انجام میدهم، حقیقتا خیلی باید برای قرآن تبلیغ کنم ولی گاهی اوقات باید وقت شناس باشیم و ببینیم ضرورت جامعه ما چیست؟.

 

به عنوان مثال سیلی که اخیرا گریبانگیر هموطنان عزیز کشورمان شد؛ الان باید به فکر قرآن باشم یا به فکر انسانهایی که زندگی شان را آب برده؟ خود من در یک برهه ای برای فعالیت های قرآنی خودمان نیاز به کمک مالی داشتیم اما در این زمان خرج کردن برای کارهای قرآنی مهم است یا رسیدن به حال و نیاز هموطنان سیل زده مان؟. همین کمک کردن به انسانهای درد دیده، عملی قرآنی ست.
من زمانی می توانم مفاهیم قرآن را به طرف مقابلم القاء معنا کنم که شرایط روحی خوبی داشته باشد، درمانده نباشد و از شنیدن کلام من لذت ببرد. شخصی که بدون دغدغه باشد و خیالی آسوده داشته باشد ، می تواند با جان و دل پذیرای کلام وحی باشد.مسئولین ما باید به شرایط جامعه عنایت داشته باشند. به امام علی علیه السلام گفتند: چرا دست دزد را قطع نکردی ؟ حضرت فرمودند: ما اول باید شرایطی که باعث شده این فرد دست به دزدی بزند را برطرف کنیم، بعد اگرشرایط سالم و عالی و همه چیز آرام بود، آن وقت می توانیم دست دزد را قطع کنیم. ما باید شرایط عالی و پسندیده را مهیا کنیم تا انسانها را آماده شنیدن کلام قرآن کنیم.

 

سوال: در این میان، پدر و مادرها چه کارهایی انجام دهند تا فرزندانشان را با قرآن آشنا و مأنوس کنند؟
پاسخ: خیلی از پدر و مادران می گویند که ما می خواهیم فرزندمان حافظ قرآن شود. فرزندی که به تازگی زبان به سخن گشوده.

توصیه ای که می شود به این پدران و مادران داشت این است: فرزندی که هنوز مهارت خواندن و نوشتن را یاد نگرفته، حفظ قرآن فشار مضاعفی به او می آورد. ازآنها خواهش می کنم این فشار مضاعف را به بچه خود وارد نکنید. شما غیر مستقیم خودتان در منزل قرآن بخوانید. صوت قرآن را در خانه پخش بکنید و به صورت غیرمستقیم فرزند خود را با این جو آشنا کنید. بعد بگذارید خود کودک بیاید پیش شما و بگوید: دوست دارم برم کلاس قرآن. این ماندگار هست. کسانی که به زور و اجبار فرزند خود رابه کلاس قرآن می برند، اینان نتیجه مثبتی از کار خود نمی بینند. بیشترباید خود پدرها و مادرها عمل قرآنی داشته باشند تا فرزند علاقه مند شود. بعضی وقت ها می بینیم مادرانی که فرزند خود را برای ثبت نام می آورند، هیبت مادر هیچ سنخیتی با قرآن ندارد. خیلی جالب است گاهی اوقات احساس می کنم خود مادربه یک درماندگی دچار شده و نمی خواهد فرزندش به مشکل خود دچار شود و او را به سمت قرآن آورده ولی با این شیوه نمی شود بچه ها را به سمت قرآن دعوت کرد. پدر و مادرها اول باید خودشان قرآنی بشوند. قرآن خوان بشوند. فضای خانه را پر از محبت و عشق کنند که کودک احساس کند می خواهد به فضایی بیاید که پدر و مادر در این فضا هستند و آن وقت کودک هم می خواهد درهمین فضا قدم بردارد و خودشان با پای خودشان سر کلاس قرآن می آیند.
امیدوارم مطالب عنوان شده برای شما خوانندگان و قرآن آموزان مفید فایده واقع شود.
در پناه قرآن باشید.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید