قرآن و امام حسین علیه السلام

قرآن و امام حسین علیه السلام

بسم رب الحسین  (علیه السلام)

آیاتی که امام حسین علیه السلام از ابتدای سفر به کربلا تا لحظه شهادت قرائت فرمودند:

 

1- همین که نماینده یزید در مدینه (مروان) تصمیم گرفت که از امام حسین علیه السلام برای یزید بیعت بگیرد، امام فرمود: «ویلک یا مروان فانّک رجس» وای بر تو، تو پلید هستی و ما خانواده‌ای هستیم که خداوند در شأن ما فرموده است: «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل‌البیت و یطهّرکم تطهیرا»

همانا خداوند می‌خواهد که از شما اهل‌بیت هر پلیدی (احتمالی، شک و شبهه‌ای) را بزداید و شما را چنانکه باید و شاید پاکیزه بدارد.

2- امام حسین‌علیه السلام در پایان وصیت‌نامه‌ای که قبل از حرکت به کربلا نوشتند، به این آیه استناد کردند: «و ما توفیقی الا باللّه علیه توکّلت و الیه اُنیب»

توفیق من جز به (اراده) خداوند نیست که بر او توکّل کرده‌ام و به او روی آورده‌ام.

 

3- آن ‌گاه که شهر مدینه را پشت سر می ‌گذاشت، این آیة شریفه را که بیانگر حال حضرت موسی (علیه السلام) هنگام خروج از مصر است، تلاوت نمود: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ»؛ [موسی] از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و [هر لحظه] در انتظار حادثه ‌ای؛ عرض کرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش.

 

4- پس از خروج از مدینه:

گروه‌ هایی از مسلمانان جنّ آمدند و گفتند: ای مولای ما! ما شیعیان و یاوران تو هستیم. هر دستوری بدهی، اطاعت خواهیم کرد، اگر دستور بدهی، تمام دشمنانت را خواهیم کشت، و تو در اینجا بمان.

امام(علیه السلام) برای آنان دعا کرد و فرمود: آیا کتاب خدا را که بر جدّم پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده، نخوانده ‌اید؟ آن جا که می ‌فرماید: «أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ في‏ بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ»؛ هر جا باشید، مرگ شما را درمی‌ یابد، هر چند در برج های محکم باشید..

 

5- و در آیة دیگر فرموده است: «لَبَرَزَ الَّذينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِم» آن هایی که کشته شدن بر آنان مقرّر شده، قطعاً به سوی آرامگاه‌ های خود خواهند آمد.

 

6- در شب جمعه سوم ماه شعبان به مکه معظمه وارد شد و به هنگام ورود، این آیه را تلاوت فرمود: «وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى‏ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَني‏ سَواءَ السَّبيلِ»؛و هنگامی که متوجه جانب مدین شد، گفت: امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند..

 

7- در مکه همین که با ابن عباس گفتگو می‌کردند دربارهٔ بنی‌امیّه این آیات را تلاوت فرمودند: «انّهم کفروا باللّه و برسوله و لایأتون الصلاة الاّ و هم کُسالی»

آنان به خداوند و پیامبر او کفر ورزیده و جز با حالت کسالت به نماز نپرداخته‌اند…..

 

8- همچنین آیهٔ: «یرائون الناس و لایذکرون الله الا قلیلا» با مردم ریاکاری کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌کنند.

 

9- آیهٔ «مذبذبین بین ذلک لا الی هؤلاء و لا الی هؤلاء و من یضلل اللّه فلن تَجِدَ له سبیلا»

در این میان (بین کفر و ایمان) سرگشته‌اند، نه جزو آنان (مؤمنان) و نه جزو اینان (نامؤمنان) و هر کس که خداوند در گمراهی واگذاردش، هرگز برای او بیرون شدنی نخواهی یافت.

.

و فرمودند: «کلّ نفس ذائقة الموت و انّما توفّون اُجورکم»

10- هر جانداری چشنده (طعم) مرگ است و بی‌شک در روز قیامت پاداش‌هایتان را به تمامی خواهند داد.

 

11- در آستانه عید قربان که امام حسین‌علیه السلام از مکه به سوی کربلا حرکت کردند، نماینده یزید در مکه راه را بر حضرت بست، درگیری با تازیانه رخ داد، به امام حسین گفت: می‌ترسم شما میان مردم شکاف بیفکنی!! حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «لی عملی و لکم عملکم انتم بریئون مما اعمل و انا بری‌ء مما تعملون»

عمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من می‌کنم بری و برکنارید و من از آنچه شما می‌کنید بری و برکنارم.

 

12- همین که در مسیر کربلا خبر شهادت مسلم را شنیدند فرمودند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون»

 

کسانی که چون مصیبتی به آنان رسد، گویند: ما از خداییم و به خدا باز می‌گردیم.

 

13- در نزدیکی کربلا همین که حُر به امام گفت: چرا آمده‌ای؟ فرمود: نامه‌های دعوت شما مرا به اینجا آورد، ولی حالا پشیمان شده‌اید.

و این آیه را تلاوت فرمود: «فمَن نَکَث فانّما یَنکُث علی نفسه»

 پس هرکس که پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است.

 

14- همین که فرماندار کوفه (ابن زیاد) نامه رسمی برای حُر فرستاد که راه را بر حسین‌علیه السلام ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت، امام این آیه را تلاوت فرمودند: «و جعلناهم ائمّة یدعون الی النار…»

و آنان را پیشوایانی خواندیم که به سوی آتش دوزخ دعوت می‌کنند و روز قیامت یاری نمی‌یابند.

 

15- امام حسین‌علیه السلام در کربلا درباره لشکر یزید برای دخترش سکینه این آیه را تلاوت فرمود: «اِستَحوَذ علیهم الشیطان فاَنساهم ذکر اللّه»

شیطان بر آنان دست یافت، سپس یاد خدا را از خاطر آنان برد.

 

16- ضحاك بن عبد الله مي ‌گويد: شب عاشورا گروهي از لشكر عمر بن سعد براي سركشي به طرف خيمه ‌هاي ما آمدند. در آن لحظه امام(علیه السلام) اين دو آيه را با صداي بلند مي‌ خواند: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ * ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى‏ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ…»؛ آنها كه كافر شدند (و راه طغيان پيش گرفتند) تصور نكنند اگر به آنها مهلت مي ‌دهيم، به سودشان است؛ بلكه ما به آنان مهلت مي ‌دهيم فقط براي اينكه بر گناهان خود بيفزايند و براي آنها عذاب خواركننده ‌اي (آماده شده) است؛‌ چنين نبود كه خداوند مؤمنان را به همان گونه كه شما هستيد، واگذارد، مگر آن كه ناپاك را از پاك جدا سازد و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند..

 

17- امام (علیه السلام) از عبیدالله‌بن‌حر یاری خواست، او گفت: «به خدا سوگند از کوفه بیرون نرفتم مگر از ترس اینکه در آن وارد شوی و همراه تو نجنگم ،  و اگر بجنگم، اوّلین کشته هستم ولکن این شمشیر و اسب من است؛ آن‌ها را بگیر». امام (علیه السلام) صورتش را از او برگرداند و فرمود: «وقتی که بر ما به جانت بخل ورزیدی، ما نیازی به مال تو نداریم، «وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمضِلِّینَ عَضُداً»

هيچ‌گاه گمراه‌كنندگان را دستيار خود قرار نمى‌دادم.

18- صبح عاشورا مقابل لشکر دشمن فرمود:

فَأَجْمِعُوا رَأْيَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ»؛ «إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُو یتول الصالحینَ»

، «پس امر خود و قدرت معبودهايتان را جمع كنيد، سپس هيچ چيز بر شما پوشيده نماند (تمام جوانب كارتان را بنگريد) سپس به حيات من پايان دهيد و (لحظه ‌اي) مهلتم ندهيد»؛ «وليّ و سرپرست من، خدايي است كه اين كتاب را نازل كرده و او تمام صالحان را سرپرستي مي‌كند».

 

19- در جواب اینکه گفته شد چرا بیعت نمیکنی؟  فرمود: 

«إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ»؛ «وَ أَعُوذُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ»؛ نه،‌ به خدا سوگند! نه دست ذلت به آنان مي‌ دهم و نه مثل بردگان فرار مي ‌كنم. اي بندگان خدا! «من به پروردگار خودم و پروردگار شما پناه مي ‌برم، از اين كه مرا متهم كنيد»، «به پروردگارم و پروردگار شما پناه مي ‌برم، از هر متكبري كه به روز حساب (قيامت) ايمان نمي ‌آورد.

 

20- جابر جعفي» از امام باقر (علیه السلام) روايت كرده كه حضرت فرمود: امام حسين(علیه السلام)در روز عاشورا پيش از شروع جنگ، براي اصحاب خود سخنراني كرد.

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُون»؛ و اگر اهل شهرها و آبادي ها ايمان مي ‌آوردند و تقوا پيشه مي‌ كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مي‌ گشوديم؛ ولي (آن ها حق را) تكذيب كردند، ما نيز آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

21- هنگام شهادت «مسلم بن عوسجه»، امام(علیه السلام) همراه «حبيب بن مظاهر» به بالين او آمدند. هنوز رمق داشت كه امام(علیه السلام) فرمود: «رَحِمَكَ اللهُ يَا مُسْلِمُ»؛ اي مسلم! خدا رحمتت كند. سپس اين آيه را خواند: «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلا»؛ این آیه را بارها در طول سفر قرائت كردند.

 

22- هنگامي كه «محمد بن اشعث» جسارت كرد و ارتباط امام حسين(علیه السلام) را با رسول خدا و احترام او را انكار نمود؛ امام اين آيه را خواند: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ» * «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ»؛ خداوند،‌ آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برتري داد؛ آن ها فرزندان (و دودماني) بودند كه (از نظر پاكي و تقوا و فضيلت)‌ بعضي از بعض ديگر گرفته شده بودند.

و نیز آیه «انّ ولیّ اللّه الذی نزل الکتاب و هو یتولّی الصالحین»  

23- سرور من خداوند است که (این) کتاب آسمانی را فرو فرستاده است و او دوستدار شایستگان است.

°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°

آیاتی سر مبارک امام قرائت فرمود:

 

24-   آیة ٩ سورة کهف تا پایان آیة ١٣ همان سوره را قرائت کرد .

25-  ونیز آیه ٢٢٧ سوره شعراء «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ‏» را خواند؛

26- «الَّذينَ كَذَّبُوا بِالْكِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ» * «إِذِ الْأَغْلالُ في‏ أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ»؛به ‌زودی (نتیجة کار خود را) می ‌دانند، در آن هنگام که غل و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را می ‌کشند.

27- «فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم‏»؛ خداوند شرّ آن ها را از تو دفع می ‌کند و او شنونده و دانا است.

 

«««« ارتباط امام حسین علیه السلام   با سور قرآن »»»»

 

  1-  به گفتـه امــام صـادق(ع) سوره فجر مشهور به سوره حسین بن علی(ع) است.

امام حسین ع  صاحب نفس مطمئنّه و راضیه و مرضیه است. یاران او نیز از دودمان رسالت، در روز رستاخیز از خداوند راضی اند. خدا نیز از آنان راضی است.

پس پیروان آل محمد، به توصیه حضرت صادق(ع)، در نمازهای مستحب و واجب خویش، سوره «والفجر» را می خوانند، که سوره حسین(ع) است، تا از او الهام بگیرند.

قیام و شهادت آن حضرت در آن تاریکی طغیان، مانند طلوع نور فجر، از نو منشأ حیات و حرکت گردید، خون پاک او و یارانش به زمین ریخت و نفوس مطمئنّه آنها با فرمانِ «ارجعی» و با خشنودی به سوی پروردگار شتافت، تا همیشه از دلهای پاک بجوشد.

 

2- شیخ صدوق در کتاب «کمال‌الدین» خود آورده ، در تأویل آیه اول سوره مریم از امام حسن عسگری  ع منقول است  : «زکریا ع از پروردگار خود خواست که به او اسمای خمسه طیبه را بیاموزد، جبرئیل فرود آمد آن‌ها را به وی آموخت. زکریا چون محمد و على و فاطمه و حسن (ع) را یاد می‌کرد غمش برطرف  مى‌شد و چون حسین (ع) را یاد می‌کرد گریه گلویش را می‌گرفت . یک روز عرض کرد معبود من مرا چه مى‏‌شود؟

 خداى تبارک و تعالى او را از قصه حسین خبر داد و فرمود کهیعص «کاف» نام کربلا است و «هاء» هلاک عترت است و «یاء» یزید علیه اللعنه است که او ظالم بر حسین است «عین» عطش حسین است و «ص» صبر او است‏.» ج ۲، ص ۴۵۴»

به تفسیر امام صادق ع 

3- در ذيل آيه شريفه «وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ» فرمودند: مقصود از «مرّتين» يكى قتل و شهيد نمودن حضرت امير المؤمنين (عليه السّلام) است و ديگرى طعن و نیزه هایی بود كه به حسن بن على(علیه السّلام) زده شد و مراد از «لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً» شهادت حضرت امام حسين(علیه السّلام) است.

و منظور از «فاذا جاء وعد اوليهما» هنگامی است که زمان خونخواهى حضرت امام حسين(علیه السّلام) و يارى كردن آن حضرت فرا رسد. در حالی که قائم ع در بین مردم است.          (تفسیر برهان ج۳)

4- از حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) درباره این آیه«وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً» پرسیده شد ،  فرمودند: منظور از مظلوم اینجا حضرت امام حسین (علیه السّلام) است. که قصاص خون او گرفته می شود ، پس اسرافی در قتل نمی شود زیرا که او یاری شده است. همانا خدا مهدی ما را منصور نامید، چنانکه احمد و محمد (صلی الله علیه و آله) را محمود و عیسی را مسیح نامید.        (تفسیر فرات کوفی)

 

5- حضرت امام صادق (علیه السلام) درباره آیه «أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلی‌ نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ» فرمودند: عامه (اهل سنت) می گویند كه این آیه در مورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شده است. آن زمان كه قریش ایشان را از مكه اخراج كردند. اما مقصود این آیه، قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. آن زمان كه به خونخواهی حضرت امام حسین (علیه السلام) قیام می كند و  می ‌فرماید: ما اولیای دم و خواهان دیه هستیم.

 

6- حضرت امام محمد باقر(عليه السّلام)  آيه «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ» را تلاوت نمودند سپس فرمودند: حضرت امام حسين بن على (عليه السّلام) از جمله اين دسته بودند و مورد كمك و نصرت قرار نگرفتند پس از آن فرمودنند: به خدا سوگند قاتلان حسين بن على(علیه السّلام) جملگى كشته شدند در حالى كه كسى خون آن حضرت را از ايشان طلب نكرد.

( کامل الزیارت)

 

 

آیاتی که حضرت زینب سلام الله علیها

در خطبه اش در مجلس یزید به آن استناد کردند

 

 

1- حضرت زینب درخطاب به یزید و یزیدیان و کسانی که نشانه های خدا را که امام معصوم علیه السلام یکی از نشانه های خداست، تکذیب کردند و او را به شهادت رساند و اهل بیت او را اسیرکردند؛ با استنادی به جا به کلام وحی، عاقبت این گروه ظالم رابیان میکند. «ثم کان عاقبة الذین أساؤا السوای أن کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤن» روم: ١٠)

این آیه آخرین مرحله کفر کافران را بیان فرموده است. گناه و آلودگی همچون بیماری خوره به جان انسان میافتد و روح ایمان را میخورد و از بین میبرد و کار به جایی میرسد که سر از تکذیب آیات الهی در میآورد و به مرحله ای میرسد که دیگر هیچ وعظ و اندرز و انذاری مؤثرنیست و جز تازیانه عذاب دردناک الهی راهی باقی نمیماند.

2- از دیگر استنادات حضرت زینب به کلام وحی که عین آن در خطبه ایشان آورده شده، آیه ١٧٨ سوره آل عمران است. ﴿و لا یحسبن الذین کفروا أنما نملی لهم خیر لأنفسهم إنما نملی لهم لیزدادوا إثما و لهم عذاب مهین﴾ (آل عمران: ١٧٨) در شأن نزول این آیه نوشته اند که درباره مشرکان مکه آمده است و خداوند در این آیه بیان میفرماید که مهلت دادن به کفارسودی برای آنها ندارد؛ زیرا ایشان را به عذاب الهی میکشاند.

 

3- یزید ملعون پس از خواندن اشعارکفر آلود، آرزو کرده بود که کاش پیران قریش بودند تا از پیروزی مرا می دیدند، مفسره قرآن این شادی یزید را ظاهری می داند

سپس با استنادبه این آیه: ﴿و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون﴾ (آل عمران: ١٦٩) شادی واقعی را مخصوص شهدا میداند و با استناد به این آیه به یزید ملعون میفهماند که این شادی تو ظاهری و در واقع منتهی به عذاب جاودان میشود.

4-  اما شادی واقعی و جاودان نصیب شهدای کربلا میشود؛ آنها که از فضل خداوند خود بهره مند شده اند. ﴿فرحین بما آتاهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم ألا خوف علیهم و لا هم یحزنون﴾ (آل عمران: ١٧٠) اگر باز بخواهیم از شأن نزول درباره این آیه و علت استناد حضرت زینب به آن استفاده کنیم، مطلب روشن ترخواهد شد. شأن نزول این آیه را درباره شهدای احد نوشته اند.

5- حضرت زینب خطاب به یزید ملعون میگوید: به زودی کسی که تو را به مقام ریاست بر مسلمانان رساند، خواهد دانست چه بد جایگزینی را انتخاب کرده است. استناد قرآنی ایشان قسمت آخر آیه ٥٠ کهف است. ﴿و إذ قلنا للملائکۀ اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبلیس کان من الجن ففسق عن أمر ربه أ فتتخذونه و ذریته أولیاء من دونی و هم لکم عدو بئس للظالمین بدلا﴾(کهف: ٥٠) موضوع سخن در این آیه شیطان و یارانش است. خداوند در این آیه می- فرماید: کسانی که به جای خداوند، ابلیس را به عنوان پیشوای خود برگزیدند، بدانند که بد جایگزینی انتخاب کرده اند.

 

6- آخرین آیه ای که درکلام حضرت زینب انعکاس می یابد، بخشی ازآیه ١٧٣ آل عمران است 

﴿حسبنا الله و نعم الوکیل﴾ (آل عمران: ١٧٣) ایشان پس ازدیدن این همه مصیبت و از دست دادن بهترین کسان خود، خود را مصداق این آیه قرارداده و خداوند را بهترین مدافع خود در برابر این ظالمان ملعون معرفی میکند. ایشان با استناد به این آیه به همه ظالمان و در رأس آنها یزید ملعون میرساند که خداوند برای ما کفایت میکند و او شاهد و ناظر و مدافع حق ماست.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید